السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
497
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
بپردازند و اوقات عزيز آن بزرگوار را انحصارى و دربست در اختيار خود بگيرند ، كاسته مىشود و تنها كسانى به گفت و گوى سرى با وى مىپردازند كه علاقه و محبت آنان به گفتوگو با رسول خدا ( ص ) بيش از علاقه و محبت به پول و مال دنياست . سوم : گذشته از همهء آن چه گفته شد ، اين حكم وسيلهء آزمايش افراد و سنجش ارزش انسانى ، اخلاقى و ايمانى آنان بود و بذل مال و انفاق به فقرا در راه خدا و به خاطر تماس و گفتوگو با رسول خدا ( ص ) موجب تكامل روحى و پرورش جنبههاى ايمانى آنان نيز مىگرديد . جاى ترديد نيست كه حسن و زيبايى اين حكم اختصاص به يك زمان معين و وقت خاصى ندارد بلكه دائمى و هميشگى مىباشد ، خاصيت آزمايش و درجهء ايمان افراد و سنجش شخصيتهاى آنان كه در اين حكم وجود دارد ، بيشتر در آنجا نمايان مىگردد كه آيه دوم مىگويد ، پس از صدور اين حكم تمام مسلمانان به جز امير مؤمنان ( ع ) به جهت ترس از صدقه و كثرت علاقه به مال دنيا از گفت و گوى سرى و خصوصى با رسول خدا ( ص ) اعراض نمودند . چرا اين حكم نسخ گرديد ؟ همانطوركه لزوم صدقه دادن در نجوا منافعى در برداشت ، طبعا جلوى منافع ديگرى را نيز مىگرفت زيرا شكى در اين نيست كه اعراض نمودن مسلمانان و اصحاب پيامبر ( ص ) در اثر همان حكم از تماسها و گفتوگوهاى خصوصى با رسول خدا ( ص ) ، آنان را از منافع و استفادههاى زيادى محروم مىساخت و به مصالح عمومى لطمه وارد مىنمود . براى مقدم داشتن همان مصالح عمومى بر مصالح خصوصى و ترجيح دادن منافع عام بر منافع خاص فقرا ، خداوند حكم وجوب اين صدقه را برداشت و حكم بپاداشتن نماز و پرداختن زكات و پيروى از رسول خدا ( ص ) را جايگزين آن ساخت . با اين بيان معلوم گرديد كه در مفهوم اين آيه جز التزام به وقوع نسخ چارهاى نيست و بايد قبول نمود كه حكم آيه اول با آيه دوم نسخ شده است ولى بايد توجه داشت كه اين نسخ همان قسم اول از اقسام نسخ است كه آيهء نسخكننده دلالت بر اين كند كه مدت حكم آيه اول سپرى شده است و در اول بحث گفتيم كه وقوع اين گونه نسخ در قرآن خالى از اشكال است . گرچه نسخ شدن آيه شريفه به اين معنى است كه مدت حكم آن سپرى شده است ولى با اين حال پايان يافتن مدت اين حكم از اين نظر نبوده است كه فوايد و مصالح آن حكم به زمان معينى اختصاص داشته است زيرا قبلا روشن گرديد كه اين مصالح در تمام دوران حيات و زندگى پيامبر ( ص ) موجود بود ولى علاقهء شديد عدهاى از مسلمانان به مال و ثروت و ترس و خوددارى آنان از بذل ما پيش از گفتوگو با رسول خدا ( ص ) مانع از استمرار و دوام اين حكم گرديد و همين